چهار دست و پا
دخترم پارسال ماه رمضان تو شکمم بودی و باورم نمی شه امسال ماه رمضان کنارمی، اخه پارسال شبای احیا بیدار موندم و دعا خوندم فقط جز اینکه پاهام ورم داشت و هی خواب می رفت مشکلی نداشتم ولی امسال گل دخترم اجازه نمی داد دعا بخونم یا می می می خواستی یا کتاب مفاتیح رو می کشیدی اخ من فدای اون دستای کوچیکت بشم. خدا رو شکر واسه این فرشته. خبر مهم اینکه بعد از سینه خیز رفتنت حالا داری چهار دست و پا میری. وای بهار اینقدر ریزه میزه ای که چهار دست و پا می ری انگار عروسکی. می می که می خوایی با گریه می گی ماما می می، الهی من فدات بشم. بابا رو هم تازه یاد گرفتی می گی و وقتی می خوایی خودتو لوس کنی می گی بابا. امسال موفق شدیم بریم افطاری خاله ...
نویسنده :
ریحانه
17:36


